الملا فتح الله الكاشاني

464

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

هدى به جهت زيادتى آياتست در هدايت بندگان كما قال اللَّه تعالى فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إِيماناً و هدايت آيات قرآن از ضلالت بسوى حق ببيان و برهانى است كه در او است با لطف از جهت اعجازى كه دالست بر صحت امر پيغمبر قوله * ( الَّذِينَ ) * مجرور المحلست به آنكه صفت مؤمنين است يعنى قرآن هادى و مبشر است مؤمنانى را كه كسانىاند كه * ( يُقِيمُونَ الصَّلاةَ ) * به پا ميدارند نماز را بحدود و اركان آن و مداومت بر اقامت آن * ( وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ ) * و ميدهند زكات اموال خود را بمستحقان * ( وَهُمْ بِالآخِرَةِ ) * و حال آنكه ايشان بسراى آخرت * ( هُمْ يُوقِنُونَ ) * ايشان بيگمان ميشوند يعنى بيقين مىدانند كه بعث و نشور و بهشت و دوزخ و حسنات و ميزان خواهد بود و اين جملهء اسميه از تتمهء صله است و واو از براى حال هم چنان كه به اين مفسر شد و ميتواند بود كه از براى عطف باشد و تغيير نظم از فعليت باسميه به جهت دلالتست بر قوت و ثبات و يقين ايشان بر اينكه ايشان در اين صفت يگانه‌اند و يا آنكه جملهء اعتراضيه است كانه قيل و هؤلاء الذين يؤمنون و يعملون الصالحات هم المؤمنون بالاخرة يعنى اين گروه كه گرويده‌اند و عمل صالح ميكنند موقنند بوقوع آخرت چه تحمل مشاق نمى باشد مگر به جهت خوف عاقبت و وثوق بر محاسبه و تكرير ضمير به جهت دلالتست بر اختصاص يعنى ايشان مختصند بتصديق بعد از آن وصف مخالف ايشان مىكند كه كفارند بقوله * ( إِنَّ الَّذِينَ ) * بدرستى كه آنان كه * ( لا يُؤْمِنُونَ ) * نميگروند * ( بِالآخِرَةِ ) * بسوى عقبى * ( زَيَّنَّا لَهُمْ ) * آراسته‌ايم براى ايشان * ( أَعْمالَهُمْ ) * عملهاى ايشان را * ( فَهُمْ يَعْمَهُونَ ) * پس ايشان حيران و سرگردان ميشوند در ضلالت خود و در نمييابند آنچه تابع اعمالست از نفع و ضرر مفسران را در تفسير اين آيه چند وجه است حسن و جبائى و ابو مسلم گفته‌اند كه معنى آنست كه مزين گردانيديم براى ايشان اعمال حسنه ايشان را كه امر كرده بوديم ايشان را به آن با حسن وجوه و تزيين كه آن بيان مثوبات آن بود تا ترغيب ايشان كند به عمل كردن به آن پس ايشان از آن ذاهل شده در وادى ضلالت حيران و سرگردان ميشوند و بوسيلهء آن اعمال مأموره خود را بطريق نجات نميرسانند و بنا بر اينمعنى اضافهء اعمال بايشان باعتبار آن است كه به آن مأمورند اگر چه به آن عمل نكردند و بعضى بر آنند كه ما تزيين اعمال قبيحهء ايشان كرديم به اين وجه كه خلق شهوت نموديم در ايشان كه داعى ايشان است بفعل معاصى به جهت تشديد تكليف تا متحمل مشقت و كلفت شده از مشتهيات طبع خود مجتنب شوند اين معنى را كار نبسته متحير شدند و در آن متردد و متشكك گشتند و انديشه نكردند در اين تا راه سداد از فساد بشناسند و به جهت اين در طريق معاصى كه مشتهاى